تبليغاتX
شعر و موسیقی در بختیاری
رامين طهماسبي گندمكاري
خبر بسیار تلخ و ناگوار و بس باور نکردنی بود.....

فرهنگسرا بهمن علاالدین در اهواز با خاک یکسان شد.

نمی دانم از کجا بنویسم ، از بی کسی های بهمن یا بی کسی ایلی که سالهاست از یاد رفته است .

در کشوری که الحمدالله در اکثر سفرهای استانی رییس جمهور محترم و هیات دولت بودجه فرهنگی در راس تمام مسایل جاری استانها قرار می گیرد و همه در جهت اعتلای فرهنگ غنی هر استانی تلاش می کنند. عدهای نابخرد و نادان نه تنها با این اعمال دست  به تخریب فرهنگ اقوام می زنند بلکه بودجه ای را که صرف مسایل فرهنگی استان می شود را با میل و رغبت شخصی خویش حیف و میل میکنند.. و صد البته جفا به قومی که فرهنگش را با نام بهمن علاالدین می شناسد و اگر بگذارند به آن می بالد.....

در اینجا دو بحث مطرح میشود که آیا آقایانی که خود سرانه دست به چنین کارهایی میزنند با فرهنگ ایل بختیاری مشکل دارند یا با نام بهمن علاالدین؟.....

جدا از هزینه هایی که تا کنون صرف ساخت و مسایل زیربنایی این فرهنگسرا شده بود آیا این کار عملا  شمشیر از رو بستن برای مبازره با فرهنگ ایل بختیاری نیست بگذارید راحتتر بگویم ..

آقایان ایل بختیاری فرهنگ غنی هزاران ساله دارد و در هر دوره ای سر دمدارانی پرچم اعتلای آن را در دست گرفته اند و در این دوره بلا شک ،پرچم فرهنگ این ایل بر دوش استاد فقید شعر و موسیقی بختیاری "آبهمن علاالدین " بوده است اگر قصد نابود کردن نامها و تضعیف فرهنگ این ایل را دارید ؟ به استحضار برسانم این کار عملا بهمن علاالدین و فرهنگ این ایل را بیش از پیش محبوب تر و منسجم تر کرد.

مگر اجازه ساخت بدون برنامه شهرداری اهواز در نقاط مختلف شهر چه گلی بر چهره شهر اهواز زده بود که یک فرهنگسرا نما شهر را خراب کرد...

دوستان عزیز اندکی تامل جایز است تا بدانید ایل سر بلند و غیور بختیاری به سرداران فرهنگی اش همیشه بالیده و تا هست چنین خواهد بود بود .. و چنین تخریب هایی عداوت و دشمنی دوستانی را می رساند که در ظاهر دلسوز شهر و مردمند ولی در عمل،به دنبال تخریب فرهنگند..

و اما گلایه ای از همتباران مسئول....

چرا دوستان مسئول بختیاری ساکت نشسته اند و در قبال این تخریب ها حتی موضعی کوچک نگرفتند ؟ به خدا قسم دست روی دست گذاشتن و واکنش نشان ندادن تبعات بد دیگری به دنبال خواهد داشت که، در نهایت با دست خودمان درختی که پیشینیانمان با جان و دل پروریده اند را، بخشکانیم ...

در اکثر همایشات بختیاری ،که دوستان مسئول حضور دارند همیشه دم از ساخت و کاشت و داشت می زنند ولی در عمل ،بیرون گود صم و بکم نظاره گر تخریب فرهنگمان هستند ...

تا هست امیر و لنگ "من " بر تخت است  

معنای دقیق "بختیار" بد بخت است

در قلب  کویر بی کسی وا عطشا....

بی بهمن و باران صدایش سخت است

حق یارتان.....





لينك ثابت نوشته شده در پنجشنبه بیست و دوم دی 1390ساعت 10:14 توسط ::رامين طهماسبي گندمكاري::



خدا حنجره طلایی ایل را دوست دارد ما هم......


خواهشمند است جهت حمایت از جامعه هنری بختیاری در قسمت نظرات پست پایین"خطر از بیخ گوش غلامشاه گذشت" نظر بدین نظرات شما به مسئولین استانی گوشزد می شود..




لينك ثابت نوشته شده در چهارشنبه بیست و پنجم آبان 1390ساعت 9:10 توسط ::رامين طهماسبي گندمكاري::

ضمن عرض تبریک غید غدیر خم به همتباران و هم میهنانمان عزیزم مطلبی را به عنوان عضو کوچکی از جامعه هنری بختیاری به عرض می رسانم.در روز 9 آبان ماه متاسفانه طی تصادفی شدید یکی از هنرمندان بزرگ این قوم "آغلامشاه قنبری"در جاده اهواز -اندیمشک ،دوچار آسیب شد.(ادامه مطلب را بخوانید)
ادامه مطلب



لينك ثابت نوشته شده در چهارشنبه بیست و پنجم آبان 1390ساعت 9:0 توسط ::رامين طهماسبي گندمكاري::

مدیر وبسایت مرحوم استاد علالدین"مهرداد جمالی گلگیری" با انتشار اطلاعیه ای زمان و محل برگزاری مراسم پنجمین سالگرد این استاد فقید را اعلام کرد.

زمان: 20 آبان ماه 1390

مکان: قطعه نام  آوران و هنرمندان امامزاده طاهر کرج

با حضور هنرمندان و دوستداران این استاد فقید

ساعت برگزاری  15 الی 17:30




لينك ثابت نوشته شده در دوشنبه دوم آبان 1390ساعت 8:2 توسط ::رامين طهماسبي گندمكاري::

بیست مهر ماه هر سال زاد روز خنیاگری است که در زمینه شعر و موسیقی انقلابی برزگ و شگرف در ادبیات و هنر بختیاری ایجاد کرد.

استاد علالدین (مسعود بختیاری)که معرف تمام لر زبانان و بسیاری از فارس زبانها و سایر قومیت های "مخصوصا زاگرس"است.در مسجد سلیمان متولد و کار موسیقی خویش را با اساتیدی مثل استاد قنادپور و ..... در رادیو خوزستان شروع و به واسطه نبوغ و استعداد شگرفش در شعر و موسیقی به زودی شهره خاص و عام گردید.

در دوران شروع فعالیت های ایشان که ماحصل آن نزدیک به سی آهنگ ماندگار به زبان فارسی و لری است،امروزه بیشتر با سه نام "دحدر لچک ریالی" ، "عشق امروزی "و دشتی و مرکب خوانی همراه نی است که در قالب نوار و سی دی در دسترس علاقه مندان است.

اما نقطه عطف کار استاد علاالدین،آشنایی با مرحوم استاد عطا جنگوک و خلق آثار مال کنون و هی جار است که نه تنها علالدین را در بختیاری بلکه در ایران و حتی فراتر بر روی زبانها انداخت.

پس از خلق این آثار ، استاد با همکاری منصور قناد پور که قبلا هم آشنایی داشتند آثار برافتو،تاراز و آستاره را راهی بازار کرد که بسیار مورد استقبال علاقه مندان قرار گرفت.

سبک کاری خاص علالدین و شیوه ضبظ آثار بهمراه نوای دلنشین نی استاد علی حافظی منجر به خلق آثار ماندگار البته به صورت خانگی گردید. که از جمله بهیگ و کار جدید استاد با نام "ویر" است که توسط استاد سیفی زاده ضبط و تنظیم شده که،تمام بختیاری منتظر این اثر فاخر است.

شاید کار های دیگری در گنجینه خانواده مرحوم علاالدین باشد که بعد ها انتشار دهند ولی طبق صحبتی که بهار امسال با برادر و خواهر زاده استاد در خوزستان داشتم شاید "ویر " آخرین اثر این استاد فقید باشد.

علاالدین بر گردن هنر بختیاری حق بزرگی دارد که ان شاالله هنرمندان بختیاری بتوانند آن را ادا کنند.

زاد روز این استاد بزرگ بر همه هنر دوستان مبارک باد.




لينك ثابت نوشته شده در پنجشنبه بیست و یکم مهر 1390ساعت 10:8 توسط ::رامين طهماسبي گندمكاري::

لو گریوه ،گله دارم زجفا کوریه یار

که مونو بخت مونه کرده سیا چی شو تار

تکی دادم بس و گهدم که ستین دلمه

اشکنا لشک دلم چی متل برد و کنار

مو دلم خش بی که وا جهره عشقت بوریم

تک و تینا مونه هشتی منه ره بال گدار

پازن هفت مین مازه چغاخور بیدم

زهدی و وندیمه واتر ز نک کوه کلار

دهس مهرس ایکشی دهس غمس پس ایزی

دل پر خینمه چی ارغد مشکی به ملار

مو دلم خین تر از روشنه که وا غم ایگد

گا گریو دلسه وا گله سی تنگ منار

غزل: رامین طهماسبی گندمکاری




لينك ثابت نوشته شده در پنجشنبه هفتم مهر 1390ساعت 8:0 توسط ::رامين طهماسبي گندمكاري::

سلام به همه دوستان و هم تباران گرامییم

از اینکه چند وقتی چراغ وبلاگ ما خاموش بود و گرفتاریهایی باعث دور شدن و فاصله گرفتنم از فضای مجازی شده بود با این حال تک تک دوستان را متاسفانه نتوانستم در این دنیای مجازی ملاقات کنم که صد البته جای این دوستان در قلب ماست ....

زندگی است دیگر و ما هم بازیگران صحنه این تئاتر .....

ان شاءالله از این بعد بتوانم حداقل با حضوری دوباره و شروعی با انرژی تر از گذشته در خدمت سروران گرامییم باشم..

با توجه به گرفتاریهای این روزهای اینجانب در زمینه مسایل روحی که متاسفانه باعث بهم خوردن آرامش من شده است از کلیه دوستان فرهنگی و هنری خواهشمندم تا برادر کوچک خویش را در شروع این راه الحق "دشوار" همراهی و مشایعت و با راهکارهای خوبشان چراغ راه ما باشند.

شاید این مساله مهم ترین و بزرگترین چالش دوران زندگی ام باشد که دست تک تک دوستان را در این را صمیمانه میفشارم.

ولم کردی گریوهسم و دینت

دل پر خین به ره وهسم به دینت

نورگشتی کنی پشت سرت سیل

که چندی پا پتی جستم به دینت




لينك ثابت نوشته شده در پنجشنبه هفتم مهر 1390ساعت 7:53 توسط ::رامين طهماسبي گندمكاري::

 

انجمنهای ادبی اداره فرهنگ و ارشاد اسلامی شهرستان اردل با همکاری اداره کل فرهنگ و ارشاد اسلامی استان چهارمحال و بختیاری در راستای سیاستهای راهبردی وزارت فرهنگ و ارشاد اسلامی در خصوص اهتمام به ویژگی های فرهنگ بومی ، محلی و اقوام به منظور پاسداشت و حفظ و ارتقای ادبیات بومی و نیز ارج نهادن به شاعران پیشکسوت و شناسایی چهره های جوان این عرصه اقدام به برگزاری پنجمین جشنواره منطقه ای شعر تمداربیت می نماید.

گستره ی جشنواره :

استانهای چهارمحال و بختیاری ،اصفهان ، خوزستان ، بوشهر ، کهگلویه و بویراحمد ، لرستان ، فارس و  ُایلام

موضوع جشنواره :

آزاد(همه قالبها)

آینی(همه قالبها)(انتظار – ایثار و شهادت – ائمه اطهار )

 

شرایط شرکت در جشنواره:

هرشاعرمی تواند با ارسال سه اثر در یکی از دو بخش (آیینی و آزاد ) جشنواره شرکت نماید.

اثر ارسال برای اولین بار در جشنواره ارائه و به جشنواره مشابه ارسال نشده باشد

اثر می بایست بصورت تایپ شده و پیوست کاربرگ فراخوان ارائه شود

آثار در دو گروه سنی زیر 30سال و بالای 30سال داوری و جمعا 12 نفر حائز رتبه خواهند شد

روزشمار جشنواره:

آخرین مهلت ارسال آثار  :     10/تیرماه/1390

بازبینی آثار :                     13/ تیرماه /1390

برگزاری جشنواره:                22/تیر/1390

نشانی دبیرخانه:

استان چهارمحال و بختیاری- اردل –خیابان علامه طباطبایی- مجتمع فرهنگی و هنری مهرگان-

اد اره فرهنگ و ارشاد اسلامی شهرستان اردل

دبیرخانه دائمی شعر منطقه ای تمداربیت

تلفن: 03826223800 دورنگار: 03826222323




لينك ثابت نوشته شده در یکشنبه هشتم خرداد 1390ساعت 8:9 توسط ::رامين طهماسبي گندمكاري::

۱-تش دل

تش به دل وسته و سرگشته ز مالم چه کنم

چنو لیشم که دیه نیبره آلم چه کنم

پازنی بیدم و کینون به دَو ایگشتم

تیه کالی به تیا کرده شکالم چه کنم

هر کسی هرسُمه ایبینه دلس تش اگره

دل یار مو کِ نیسوسه به حالم چه کنم

وسته منجا مو و یارم او رو ای بیداد

یار مو منده زواله مو زیوالم چه کنم

شو و رو هی در ایارم و اخونم سی تو

ار به گوشت نرسه بنگ بلالم چه کنم

نترم  فِر  بزنم بسکه نشسته شو و رو

هر طِنا جورِ یه تیری مِنه بالم چه کنم

چی ندارم که فدا یار کنم ای گویل

ار نَدُم جون خُمه سی تیه کالم چه کنم

به گمونم که دیه وخت جدایی ویده

افتو عمر مو دی نیده مِجالم چه کنم

 

۲- عشق

  عشق ، ار آدُمه رِسوا بکنه تم داره

            دیری ار حرسمه دریا بکنه تم داره

   هفت پشت مو به رندون بلاکش ارسه

         حار عشق ار منه تی جا بکنه تم داره

   ار یه گِی ترنۀ یار مو ز زیر لچکس

        چی درهدی به سرم سا بکنه تم داره

   مو خَشُم نی که گلی هاشق بلبل وابو

        یوسف ار میل زلیخا بکنه تم داره

    نه لکِ لیوۀ لیشی که ز خوس بیخوره

        عاشقی ار کر بی دا بکنه تم داره

    درد یارم به سرم عاسل کورِی بخدا

        ار که ری بم نکنه یا بکنه تم داره

     ز ور دیلق شعرم همه جستن ز وَرُم

          شاعری ار دلِ تهنا بکنه تم داره

 




لينك ثابت نوشته شده در چهارشنبه بیست و یکم اردیبهشت 1390ساعت 8:9 توسط ::رامين طهماسبي گندمكاري::

سایت "زن فردا" در گزارشی به معرفی زنان و دختران خبرساز تاریخ ایران نموده است و در راُس فهرست منتشر شده در این سایت، از "یوتاب" خواهر آریوبرزن نام برده و گفته شده که در کوهساران بختیاری راه را بر اسکندر گجستک بسته و مقاومت جانانه در راه وطن کرده است.

من تابحال نام "یوتاب بختیاری" را نشنیده بودم و شاید اگر یک سایت یا وبلاگ بختیاری و لری این مطلب را منتتشر می کرد، بی تفاوت از کنارش رد می شدم و شاید نیز آن را از جمله اغراق های مرسوم در فرهنگ امروزمان می دانستم. الان هم که این پست را می نویسم از صحت و سقم این مطلب باخبر نیستم ولی بسیار خوسحال می شدم اگر با قاطعیت می توانستم بنویسم: یوتاب بختیاری؛ یک شیرزن لر در رأس زنان خبرساز تاریخ ایران.

اهمیت موضوع آنگاه دوچندان می شود که به یاد بیاوریم در جامعه طبقاتی ساسانی که استبداد سیاسی فرهنگی مذهبی و اقتصادی در اوج بود ، زنان نقش آفرین عمدتاْ محدود به  زنان دربار می شدند. در ایران باستان به ویژه ایران زردشتی فقط "شاه زنان" از حقوق اجتماعی برخوردار بودند. هرچند اصطلاح "شاهزن" در فقه زردشتی ارتباط مستقیمی با دربار ندارد (و امروزه نیز شاهد استعمال این اصطلاح در فولکلور بختیاری برای اشاره به زنان باجربزه و مدیر و توانمند هستیم. مثلاْ می گویند فلونی شاه زنیه). اما به دلایل ناگفته فقط زنانی توانستند نقش آفرین باشند که با دربار پیوند خورده بودند. اکنون اگر نقش "یوتاب بختیاری" بنحو روشن تری توضیح داده شود ، عظمت کار این زن آشکار می شود که در چنین جامعه ای بدون پیوند با دربار توانسته نقشی بزرگ در دفاع از سرزمین مادری اش بختیاری و نیز در دفاع از سرزمین بزرگترش یعنی مرزهای امپراطوری هخامنشی ایفا کند.

اگر دوستان وبلاگنویس اطلاعی در این باره دارند، بنویسند تا بر آگاهی مان از پیشنیه این دیار و قهرمانان گمنام آن افزوده شود. و بقول معروف اگر از این گمشده ، خبری دارند ، بگویند و خانواده ای را از نگرانی برهانند!!

متن گزارش سایت "زن فردا" وابسته به سایت "فردا نیوز":

زنان خبرساز تاریخ ایران

یوتاب : سردار زن ایرانی که خواهر آریوبرزن سردار نامدار ارتش شاهنشاهی داریوش سوم بوده است. وی در نبرد با اسکندر گجستک همراه آریوبرزن فرماندهی بخشی از ارتش را بر عهده داشته است او در کوههای بختیاری راه را بر اسکندر بست . ولی یک ایرانی راه را به اسکندر نشان داد و او از مسیر دیگری به ایران هجوم آورد. از او به عنوان شاه آتروپاتان ( آذربایجان ) در سالهای ٢٠ قبل از میلاد تا ٢٠ پس از میلاد نیز یاد شده است. با اینهمه هم آریوبرزن و هم یوتاب در راه وطن کشته شدند و نامی جاوید از خود برجای گذاشتند.

آرتمیز : نخسیتن و تنها زن دریاسالار جهان تا به امروز . او به سال ۴٨٠ پیش از میلاد به مقام دریاسالاری ارتش شاهنشاهی خشیارشا رسید و در نبرد ایران و یونان ارتش شاهنشاهی ایران را از مرزهای دریایی هدایت می کرد. تاریخ نویسان یونان او را در زیبایی – برجستگی و متانت سرآمد همه زنان آن روزگار نامیده اند. آرتمیس نیز درست میباشد.

آتوسا : ملکه بیش از ٢٨ کشور آسیایی در زمان امپراتوری داریوش. هرودوت پدر تاریخ از وی به نام شهبانوی داریوش بزرگ یاد کرده است و آتوسا را چندین بار در لشگرکشی ها داریوش یاور فکری و روحی داریوش  دانسته است . چند نبرد و لشگر کشی مهم تاریخی ایران به گفته هرودوت به فرمان ملکه آتوسا صورت گرفته است.

آرتادخت : وزیر خزانه داری و امور مالی دولت ایران در زمان شاهنشاهی اردوان چهارم اشکانی . به گفته کتاب اشکانیان اثر دیاکونوف روسی خاور شناس بزرگ او مالیات ها را سامان بخشید و در اداره امور مالی خطایی مرتکب نشد و اقتصاد امپراتوری پارتیان را رونق بخشید.

آزرمی دخت : شاهنشاه زن ایرانی در سال ۶٣١ میلادی . او دختر خسرو پرویز بود که پس از” گشتاسب بنده” بر چندین کشور آسیایی پادشاهی کرد . آذرمیدخت سی و دومین پادشاه ساسانی بود . واژه این نام به چم ( معنی) پیر نشدنی و همیشه جوان است.

آذرآناهید : ملکه ملکه های امپراتوری ایران در زمان شاهنشاهی شاپور یکم بنیانگذار سلسله ساسانی . نام این ملکه بزرگ و اقدامات دولتی او در قلمرو ایران در کتیبه های کعبه زرتشت در استان فارس بارها آمده است و او را ستایش کرده است. ( ٢۵٢ ساسانیان )

پرین : بانوی دانشمند ایرانی . او دختر کیقباد بود که در سال ٩٢۴ یزدگردی هزاران برگ از نسخه های اوستا را به زبان پهلوی برای آیندگان از گوشه و کنار ممالک آریایی گردآوری نمود و یکبار کامل آنرا نوشت و نامش در تاریخ ایران زمین برای همیشه ثبت گردیده است . از او چند کتاب دیگر گزارش شده است که به احتمال زیاد در آتش سوزی های سپاه اسلام از میان رفته است.

زربانو : سردار جنگجوی ایرانی . دختر رستم و خواهر بانو گشسب . او در سوار کاری زبده بوده است که در نبردها دلاوری ها بسیاری از خود نشان داده است . تاریخ نام او را جنگجویی که آزاد کننده زال – آذربرزین و تخوار از زندان بوده است ثبت کرده.

فرخ رو : نام او به عنوان نخستین بانوی وزیر در تاریخ ایران ثبت شده است وی از طبقه عام کشوری به مقام وزیری امپراتوری ایران رسید.

کاساندان : پس از شاهنشاه ایران او نخسین شخصیت قدرتمند کشور ایران بوده است . کاساندان تحت نام ملکه ٢٨ کشور آسیایی در کنار همسرش کورش بزرگ حکمرانی میکرده است . مورخین یونانی ( گزنفون ) از ویبا نیکی و بزرگ منشی یاد کرده است.

گردآفرید : یکی دیگر از پهلونان سرزمین ایران . تاریخ از او به عنوان دختر گژدهم یاد میکند که بالباسیمردانه با سهراب زور آزمایی کرد . فردوسی بزرگ از او به نام زنی جنگجو و دلیر از سرزمین پاکان یاد میکند.

آریاتس : یکی از سرداران مبارز هخامنشی ایران در سالهای پیش از میلاد . مورخین یونانی در چند جا نامیکوتاه از وی به میان آورده اند.

گردیه : بانوی جنگجوی ایرانی . او خواهر بهرام چوبینه بود . فردوسی بزرگ از او به عنوان همسر خسرو پرویز یاد کرده که در چند نبردها در کنار شاهنشاه قرار داشته است و دلاوری بسیاری از خود نشان دادهاست . ( ساسانی ٣۴٨ + شاهنامه فردوسی ٢٧۴ )

هلاله : پادشاه زن ایرانی که به گفته کتاب دینی و تاریخی بندهش ( ٣٩١ یشتها ۱+۲۷۴ یشتها ۲)کیانیان بر اریکه شاهنشاهی ایران نشست . از او به عنوان هفتمین پادشاه کیانی یاد شده است که نامش را “همایچهر آزاد” ( همای وهمون ) نیز گفته اند . او مادر داراب بود و پس از “وهومن سپندداتان” بر تخت شاهنشاهیایران نشست . وی با زیبایی تمام سی سال پادشاه ایران بود و هیچ گزارشی مبنی بر بدکردار بودن وی و ثبت قوانین اشتباه و ظالمانه از وی به ثبت نرسیده است.

پوران دخت : شاهنشاه ایران در زمان ساسانی . وی زنی بود که بر بیش از ١٠ کشور آسیایی پادشاهی میکرد. او پس از اردشیر شیرویه به عنوان بیست و پنجمین پادشاه ساسانی بر اریکه شاهنشاهی ایران نشست و  فرامانروایی نمود.

شیرین : شاهزاده ارمنی . ارمنستان یکی از شهرهای کوچک ایران بود و شاه ارمنستان زیرا نظر شاهنشاه ایران . خسرو پرویز و شیرن حماسه ای از خود ساختند که همیشه در تاریخ ماندگار ماند. شیرین از خسرو ۴ فرزند به نامهای نستور – شهریار – فرود و مردانشه بدنیا آورد که هر چهار فرزند وی در زندان کشته شدند. پس او سر بر بالین ( جسد بی جان ) خسرو نهاند و با خوردن زهری عشق اش به خسرو را جاودانه ساخت و هر دو جان باختند. 

بانو گشنسب : دختر دیگر رستم – خواهر زربانوی دلیر . نام بانو گشسب جنگجو در برزونامه و بهمن نامه بسیار آمده است . یکی از مشهورترین حکایت های او نبرد سه گانه فرامرز – رستم و بانوگشسب است . او منظومه ای نیز به نام خود دارد که هم اکنون نسخه ای از آن در کتابخانه ملی پاریس و در کتابخانه ملی بریتانیا موجود است.

برگرفته از وبلاگ بهمن کیهان بختیار

داغ کن - کلوب دات کام



لينك ثابت نوشته شده در چهارشنبه بیست و یکم اردیبهشت 1390ساعت 7:44 توسط ::رامين طهماسبي گندمكاري::